به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... 

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. 

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. 

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

ادامه را اینجا بخوانید

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ تاریخ چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠


 

منابع مقاله:ترجمه المیزان، ج 20، ص 669، علامه طباطبایی؛

بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد.

ترجمه آیات

به نام الله که رحمان و رحیم است، بگو او الله یگانه است (1) .
که همه نیازمندان قصد او می کنند (2) .
نزاده و زاییده نشده (3) .
و هیچ کس همتای او نیست (4) .

بیان آیات

این سوره خدای تعالی را به احدیت ذات و بازگشت ما سوی الله در تمامی حوائج وجودیش به سوی او و نیز به اینکه احدی نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال شریک او نیست می ستاید، و این توحید قرآنی، توحیدی است که مختص به خود قرآن کریم است، و تمامی معارف (اصولی و فروعی و اخلاقی) اسلام بر این اساس پی ریزی شده است. و روایات وارده از طرق شیعه و سنی در فضیلت این سوره بسیار زیاد است، حتی از هر دو طریق رسیده که این سوره معادل با یک ثلث قرآن است، که ان شاء الله روایاتش به زودی از نظر خواننده می گذرد. و این سوره هم می تواند در مکه نازل شده باشد و هم در مدینه، و آنچه از بعضی از روایات وارده در سبب نزول آن ظاهر است این است که در مکه نازل شده.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ تاریخ شنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳٩٠


منابع مقاله:
دو ماهنامه مشکوة النور، شماره 3، سیده نیره اشرف واقفی؛ 

قرآن کریم دارای محتوایی است وسیع ونامحدود; چرا که کلام خدا نامتناهی است وهمانطور که خداوند فرموده است: اگر همه درختان قلم وار به نگارش بپردازند و دریاهامرکب شوند و بخواهند با آنها کلمات الهی رابنویسند، قلمها و دریاها به پایان می رسند امانگارش کلمات و نعمتهای الهی به پایان نخواهد رسید.
(سوره کهف - آیه 109)
پس بر آن شدیم در این نوشتار برای یافتن مختصر حقیقتی از این کتاب آسمانی به شرحی کوتاه ازسوره مبارکه توحیدبپردازیم.

فضیلت سوره :

در مورد فضایل سوره مبارکه اخلاص روایات و احادیث متعددی وجود دارد که به سه مورد از این روایات اشاره می کنیم:
1- عبدالله بن حجر گوید: شنیدم امیرالمؤمنین «علیه السلام » فرمود: کسی که یازده مرتبه بعد از نماز صبح «قل هو الله احد»بخواند در این روز گناهی مرتکب نشود وبینی شیطان به خاک بساید. (1)
2- از امیرالمؤمنین «علیه السلام » روایت شده که:

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ تاریخ پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:تفسیر سوره توحید ¡تگ های این مطلب:توحید ¡تگ های این مطلب:تفسیر ¡تگ های این مطلب:سوره توحید


قرآن

 

رمز ستایش و نکوهش های انسان در قرآن

 

پس از آشنایی با وجود ستایش ها و ملامت های بسیاری که در قرآن برای انسان ذکر شده، معمولاً این پرسش مطرح می شود که علت این ستایش ها و نکوهش ها چیست؟ آیا انسان از نظر قرآن یک موجود زشت و زیباست؟ آیا انسان یک موجود دو سرشتی است؟ نیمی از سرتش نور است و نیمی تاریکی؟ چگونه است که قرآن، هم او را فراوان، ستایش و هم در مواردی، نکوهش می کند؟

استاد شهید مطهری در پاسخ به این پرسش می فرماید: «نظر قرآن به این است که انسان همه کمالات را بالقوّه دارد و باید آن ها را به فعلیت برساند، و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد. شرط اصلی وصول انسان به کمالاتی که بالقوّه دارد، ایمان است.

انسانِ منهای ایمان، کاستی گرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص است، خون ریز است، بخیل و مُمسک است، کافر است، از حیوان پست تر است».
برتری انسان بر سایر موجودات

در بینش مکتب اسلام، انسان بر دیگر موجودات آفرینش برتری دارد. قرآن در آیه ای می گوید: «ما انسان را گرامی داشتیم و او را بر خشکی و دریا مسلط ساختیم و از روزی های پاکیزه نصیبش گردانیدیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری بخشیدیم». براساس این آیه، انسان مورد کرامت الهی قرار گرفته و به برکت شایستگی هایی که . . .

 

ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ تاریخ یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:رمز ستایش انسان ¡تگ های این مطلب:نکوهش انسان در قرآن ¡تگ های این مطلب:انسان ¡تگ های این مطلب:رمز


توحید در لغت مصدر باب تفعیل است. یکی از معانی باب تفعیل نسبت دادن مبدأ اشتقاق فعل به مفعول است.[1] توحید به همین بکار رفته است و به معنای یکی دانستن خداست. در اصطلاح فلاسفه نیز دقیقا به همین معنا بکار رفته است. توحید در اصطلاح فلاسفه و متکلمین دارای مراتب یا اقسامی است که عبارتند از:
ادامه مطلب را اینجا بخوانید


نویسنده : عدل الهی ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ تاریخ سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:توحید ¡تگ های این مطلب:مراتب توحید ¡تگ های این مطلب:توحید در لغت ¡تگ های این مطلب:توحید و مراتب آن


اسم اعظم: بزرگ‌ترین اسم خداوند
اسم در لغت از ریشه «س‌ـ‌م‌ـ‌و» به معناى بلندى یا از ریشه «و‌ـ‌س‌ـ‌م» به معناى علامت است.[1] در اصطلاح عرفان، ذات الهى همراه با صفتى معیّن و به اعتبار یکى از تجلّیاتش در مقام واحدیّت، اسم نامیده مى‌شود و اسمهاى لفظى، اسمِ اسم است.[2] از اسماى* الهى که در مقام واحدیّت ظهور مى‌یابند به «مراتب الهیّه» تعبیر‌مى‌شود، زیرا ...


نویسنده : عدل الهی ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ تاریخ یکشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:اسم اعظم ¡تگ های این مطلب:بزرگترین اسم خداوند ¡تگ های این مطلب:مراتب الهیه ¡تگ های این مطلب:اسمای الهی


مقدمه

قرآن مجید در آیات متعددی بیان می‌دارد که حضرت محمد صلی‌الله و علیه و آله یک فرد درس نخوانده و امی می‌باشد و خود حضرت نیز این مطلب را در میان خویشان خود که در میانشان پرورش یافته بود اعلام نموده و حتی آیاتی که مربوط به امیت وی می‌باشد را به آنها خواند. ولی با این وجود کسی بر این گفته پیامبر مبنی بر بیسوادیش اعتراضی نکرد. اما علی رغم بیسوادیش آن حضرت کتابی را که بر انسانها عرضه نموده پر از معارف عقلی ونکته‌های علمی و فلسفی می‌باشد تا حدی که فکر و اندیشه دانشمندان را به خود جلب نموده و متفکرین شرق و غرب عالم رامبهوت خود نموده است. چرا که مردمی که در زمان رسول خدا بودند و حضرت در میان آنها پرورش یافته بود افرادی بودند که عده‌ای از آنها به بت پرستی و خرافات روی آورده و گروه دیگری نیز اهل کتاب بوده و معارف و احکام و عقایدشان را از کتب عهدین و تورات و انجیل به دست می‌آوردند. با این وجود کتابی که حضرت آورده با عهدین تفاوتهای اصولی داشته و با اوهام و خرافاتش به مبارزه بر خواسته، حقایق علمی و اخلاقی و معارف عقلی و الهی را از اینگونه خرافات پاک می‌کند، خرافاتی که توحید و خداشناسی نیز استثناء و راه گریزی از آن نداشتند.
قرآن مجید در بحث توحید و خداشناسی، خدا را آنچنان که لایق مقام خداوندی است معرفی می‌نماید یعنی مطابق با شان خدایی و مقام ربوبیت و الوهیش و از آنچه نقص و حدوث خدا را می‌رساند تبرئه می‌سازد، ساحت خداوندی را از اوهام و اباطیل پاک ساخته و حتی در مسئله نبوت نیز یک چنین روش اصولی و صحیح را پیش می‌گیرد.

آیات توحیدی در قرآن

آیاتی که به توحید و یگانگی پرداخته و خداوند متعال را از هر گونه شرکی بدور می‌داند در پاره‌ای از آیات قرآنی علاوه بر تصریح توحید از دیگر ویژگیهایی که لازمه یگانگی خدا می‌باشد سخن به میان آورده و در طی آیات زیر به معرفی خدا می‌پردازد:

یگانگی و مالکیت حقیقی

در سوره بقره آیات 117 و 116 به یگانگی و مالکیت حقیقی وی در عالم هستی و اراده‌اش اشاره نموده خدا اینچنین را معرفی می‌کند:
(یهود و مسیحیان و مشرکان) گفتند خداوند برای خود فرزند اتخاذ کرده او از این نسبت منزه است، بلکه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و همه در برابر او خاضعند، هستی بخش آسمانها و زمین است آنگاه که به وجود آمدن چیزی فرمان دهد، می‌گوید: پدید آی! آنهم فورا پدید می‌آید."

صفات قیومیت و علم

و همچنین در آیه 163و 255 سوره بقره با اشاره به صفات قیومیت و علم و آگاهی الهی، در معرفی خدا اینچنین بیانی دارد:
معبود شما خداوند یگانه است که غیر از او شایسته پرستش نیست زیرا که او بخشنده و مهربان است.
و درآیه 255 همین سوره اضافه می‌فرماید که هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست، او زنده و قائم به ذات خویش است و موجودات دیگر قائم به او هستند- هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمی‌گیرد، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست.

توحید درخالقیت خدا

و علاوه بر صفات فوق همچنین در آیات 5 و 6 سوره آل‌عمران به خالقیت خدا اشاره نموده، چنین می‌فرماید: "نه در آسمانها و نه در زمین چیزی برای خدا مخفی نمی‌ماند او کسی است که شما را در رحم مادران آنچنان که می‌خواهد تصویر می‌کند، بنابراین معبوی جز آن خدای توانا و حکیم نیست.
و در سوره انعام آیات 102 و 103 چنین بیان می‌نماید:و این است خداوند و پرورگار شما که غیر از او خدایی نیست و هر چه هست او آفریده است، پس او را بستایید که اوست بر همه چیز مسلط و صاحب اختیار، دیدگان از درک او عاجز ولی او دیدگان را درک می‌کند، خدایی است غیر قابل درک و در عین حال آگاه.
و در سوره یونس آیه 34 چنین می‌فرماید:
"بگو به آنان تنها خداست که به جهان هستی، هستی می‌بخشد، سپس هستی را از آن باز می‌ستاند. پس شما به کجا رو می‌گردانید.

اراده الهی

و در سوره سوره رعد آیه 2 به تدبیر و اراده اراده الهی در عالم خلقت توجه نموده، می‌فرماید " همان خداست که آسمان را بدون ستونی که قابل دیدن باشد، برافراشت، سپس به عرش پرداخت، ماه و خورشید را مطیع و فرمان‌بردار خود ساخت که همگان تا مدت معینی در سیر و جریانند و تدبیر همه امور در دست اوست (خداوند) بدینگونه آیات خویش را تفصیل و توضیح می‌دهد تا شما به لقای پروردگارتان یقین و باور کنید".
اوست خدای یگانه که جز او خدایی نیست و برای اوست حمد و سپاس، ابدی از نخستین روز تا واپسین روز. حکم و فرمان نیز از آن اوست و برگشت همگان هم به سوی او خواهد بود. (سوره قصص-70)

پادشاه مطلق

سوره حشر آیات 24-22 " او همان خدایی است که غیر او خدایی نیست، اوست پادشاه مطلق، پاک و عاری از عیوب، او پناهگاه ایمنی‌بخش، حافظ و نگهبان انسانها، غالب و مقتدر به تمام معنا، محیط و مسلط به همه چیز است. بزرگوار، پاک و منزه است خداوند از آنچه به او شرک می‌وزند، اوست خدای آفریننده، ایجاد کننده، نقاش و صورتگر جهان، برای اوست اوصاف و نامهای نیک. آنچه در آسمانها و زمین است، بر او تسبیح می‌گوید و اوست خدای توانا و حکیم".

نتیجه مطلب

ا
ین بود برخی از آیات قرآنی در مورد توحید و یگانگی خداوند متعال که به صورت یک مسئله فلسفی و عقلی مورد اثبات قرار گرفته اما جنبه اعجاز قرآن از باب معارف عقلی و فلسفی از این بابت است که آورنده این مطالب یک فرد امی و درس ناخوانده می‌باشد و علاوه بر آن این معارف در چنین سطح بالایی، کاملا متضاد با فرهنگ عصر خودش می‌باشد چرا که در آن عصر، خدا را یگانه نمی‌دانستند و خدایان متعددی را عبادت می‌کردند و برای خدا فرزند قائل بودند، و اصلا توحید را قبول نداشتند در حالی که یک فرد بیسواد با چنین دلیلهای استوار و سستی ناپذیر خط بطلان بر اعتقادات تک تک عرب جاهلی کشید.

مباحث مرتبط

منبع

  1. ابوالقاسم خوئی- الاتقان- ترجمه محمد صادق نجمی ، عاشم زطاده هریسی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی چاپ پنجم.
  2. فولادوند، ترجمه قرآن


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ تاریخ شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ های این مطلب:توحید ¡تگ های این مطلب:قرآن ¡تگ های این مطلب:یگانگی ¡تگ های این مطلب:اراده الهی


امام حسین و زیارت أربعین
نویسنده: آیت الله جوادی آملی


سرّ تکریم سالار شهیدان را در زیارت أربعین آن حضرت از زبان امام صادق (سلام الله علیه) می توان فهمید که چرا همة ما در پیشگاه سالار شهیدان اینقدر عرض ادب می کنیم ، البته باید بیش از این عرض ارادت کنیم.
فَأعذَرَتِ الدُّعاء ، یعنی در دعوت کردن راه عذر دیگران را بسته است وَ مَنَحَ النُّصح ، نصیحت کرد ،‌ موعظه کرد. آنجا که برهان لازم بود دلیل اقامه کرد، آنجا که پند لازم بود موعظت داد لیکن وقتی دید پند و موعظه اثر نمی کند، خون خود را اهدا فرمود.
وجود مبارک امام ششم رئیس مذهب ما فرمود: روز أربعین که شد حسین بن علی بن أبیطالب را زیارت بکنید. هنگامی که ‌آفتاب بر‌ آمد دو رکعت نماز زیارت می خوانید ، این زیارتنامه را می خوانید ، بعد دو رکعت نماز زیارت می خوانید و حاجت های خود را از ذات أقدس إله مسئلت می کنید .
در آن زیارت عرض می کنید : خدایا ! حسین بن علی بن أبیطالب وارث همة انبیاء است . اُورَثتَهُ مَوارِیثَ الأنبیاء . یعنی هر چه را که آدم داشت ، نوح داشت ، ابراهیم داشت ، موسی داشت ، عیسی داشت ، انبیاء دیگر (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) داشتند ، تو به حسین بن علی به عنوان ارث اعطا کردی . و او هم چون وارث بود ، راه انبیاء را طی کرد .
راه انبیاء هم بخش های فرهنگی ـ فکری دارد ، هم بخش های مبارزاتی ؛ بخش فرهنگی ـ فکری اش را ذات أقدس إله در سورة نحل تبیین کرده است که وجود مبارک رسول اکرم همانند انبیای دیگر مردم را با برهان ، با موعظه ، با جدال اَحسن به دین دعوت می کند . اُدعُ إلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَهِ‌ وَالمُوعِظَهِ‌ الحَسَنَهِ‌ وَ جادِلهُمْ بِالَّتِی هِیَ أحسَنْ (1). اگر استدلال اثر کرد ، اگر موعظه سودمند بود ، اگر جدال احسن کارائی داشت که مردم به طرف حقّ هدایت می شوند . و اگر یک عدّه در اثر لَدود و لَجوج و عَنود بودن نه اهل استدلال اند ، نه راه می آیند ، نه می گذارند دیگران راهی راه بشوند . هم خودشان راه نمی آیند ، هم راه دیگران را می بندند . که خدا از این گروه چنین یاد کرد : وَ هُمْ یَنْأونَ عَنْهُ وَ یَنْهَونَ عَنْه (2). اینها هم ناهی اند ، هم نائی. نائی با همزه یعنی دور ، خودش دور است . ناهی یعنی دیگران را نهی می کند . فرمود : عدّه ای از تبهکاران جامعه هم نائی اند ، هم ناهی . نه خود می آیند ، نه می گذارند دیگران در صراط مستقیم حرکت کنند . وَ هُمْ یَنْهَونَ عَنْهُ وَ یَنْأونَ عَنْه . این گروه که نصیحت پذیر ، حکمت پذیر ، موعظت پذیر نیستند ، باید اینها را نه از راه تهدید ، بلکه از راه انذار و تهدید هدایت کرد ، لِتُنْذِرَ بِهِ قُوماً‌ لُدّاً (3). اگر انذار و تهدید اثر نکرد ، آنگاه با جهاد باید مبارزه کرد و اینها را از بین برد . که فرمود : وَ جاهِدهُمْ بِهِ‌ جِهاداً کَبیراً (4).
در بخش فرهنگی به جهاد فرهنگی است ، یا جاهِدُ الکُفّارَ وَ المُنافِقِینَ ، یا وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ (5) که جهاد مبارزاتی است . این راهی است که همة انبیاء طی کردند و وجود مبارک خاتم انبیاء (علیهم آلاف التحیّه وَالثناء) پیمود و حسین بن علی بن أبیطالب (سلام الله علیهما) وارث همة اینهاست .
لذا وجود مبارک امام صادق فرمود : در روز أربعین که شد ، به خدا عرض می کنیم : خدایا ! حسین بن علی را وارث انبیاء کردی . هر چه را به انبیاء دادی ، به او هم دادی . وَ اُورَثْتَهُ مَوارِیثَ الأنبیاء . فَأعذَرَتِ الدُّعاء وَ مَنَحَ النُصْح (6). او راه عذر دیگران را بسته است . هیچ کسی نمی تواند عذر بیاورد که من نمی دانستم . چون حضرت نامه نوشت ، پیام فرستاد ، سخنرانی کرد ؛ در مدینه سخنرانی کرد ، در مکّه سخنرانی کرد ، فاصلة سیصد فرسخی مدینه تا کربلا سخنرانی کرد ، پیام داد ، نامه نوشت . هیچ کسی نیست که بگوید من نمی دانستم . فَأعذَرَتِ الدُّعاء ، یعنی در دعوت کردن ، در راهنمائی کردن ، راه عذر دیگران را بسته است . وَ مَنَحَ النُّصح . نصیحت کرد ،‌ پند داد ، موعظه کرد . آنجا که برهان لازم بود دلیل اقامه کرد ، آنجا که پند لازم بود موعظت داد و مانند آن.
وقتی دید پند و موعظه اثر نمی کند ، خون می خواهد ، خون داد . این را وجود مبارک امام ششم فرمود ، در أربعین أبی عبد الله به خدا عرض کنید : خدایا ! حسین بن علی بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَهِ الضَّلالَه (7). یعنی خون جگر اش را داد ، خون گلوی خود را داد ، خون سر خود را داد ، خون آن بچة شیری را داد تا مردم را متدیّن کند ، مردم را عالم کند ، مردم را متدیّن کند .
الآن شما می بینید سران گروه هشت مهم ترین حرف های آنها جریان فوتبال جام جهانی است ! این تازه دنیای متمدّن ! که ورزش برای آنها یک مذهب شد ! ورزش چیز بسیار خوبی است برای تأمین سلامتی ، امّا نه آنطوری که همة سران سیاسی بنشینند و برای او به اندازة دین ارزش قائل باشند . این تازه دنیائی است که سفینه به مریخ می فرستد ! و اگر می بینید ایران اسلامی خیلی عالی می اندیشد ، چون حسین بن علی خون داد و ما را آگاه کرد . فرمود : حسین بن علی خون داد تا مردم را از جهالت برهاند ، و از ضلالت برهاند . عالم بشوند که راه خود را ببینند . عادل باشند که راه کسی را نبندند . ما موظّف ایم دو تا کار بکنیم : یکی راه خودمان را تشخیص بدهیم ، طی بکنیم . یکی هم راه دیگران را نبندیم . بگذاریم دیگران آن راه صحیح را طی کنند . این کار با گفتن حل نمی شود . با نصیحت حل نمی شود . این خون علی اصغر می خواهد و خون علی اکبر می خواهد و خون شهداء می خواهد . این شمشیر می خواهد و … .
وجود مبارک زین العابدین به یزید ملعون می گوید : حالا که ما داریم می رویم به طرف مدینه ، آن سر مطهّر را به ما نشان بده ، ما لاأقل یک بار زیارت بکنیم ! گفت : دیگر به شما نمی دهم . این آن مصیبت را می خواهد . حرف اگر بنا شد اثر بکند ؛ الآن سخنرانان کم نیستند ، کتابهای مذهبی کم نیست . ولی شما می بینید بشر به کجا می رود ! الآن هم که سفینه ها دارند به آسمان ها سفر می کنند میلیون ها نفر دربارة گاو و (جسارت است) مدفوع گاو دارند تقدیس می کنند ، الیوم !! در هند اینچنین است . مگر می شود‌ آنجا لا إله إلا الله گفت ؟ خوب مردمی که در مهم ترین شرائط رشد علمی کنونی (جسارت است) ادرار گاو را تَقدیس می کنند ، مثل آب زمزم او را مقدّس می شمرند ، الآن که عصر علم است ؛ اگر نبود کربلا ، ما هم به همین وضع می شدیم . اگر نبود نینوا ، ما هم از اینها بدتر می شدیم ! اینها که قدرت اتمی دارند ، پیشرفت علمی کردند ، ما که از اینها نداریم . اگر نبود کربلا ما چی می شدیم ؟ اگر نبود نینوا ما چی می شدیم ؟ شما بروید هند قدرت اتمی است. چی شد که الآن جهان روی ایران دارد حساب می کند ؟ چی شد که انقلاب به ثمر رسید ؟ چی شد که در جنگ جهانی سوّم همة کشورها ریختند علیه ایران ، نتوانستند در طی این هشت سال ایران را به زانو در بیاورند . چی شد ؟ چرا ایران به این عظمت رسیده است ؟ مایة شرف و عزّت ایران چی شد ؟ جز کربلا و حسین بن علی ؟ جز قرآن و عترت ؟ جز این مکتب اهل بیت ؟ اینها حقّ حیات به گردن ما دارند . و گرنه خدای ناکرده ما هم راهی می رفتیم که هندوها می رفتند . یا راهی می رفتیم که غربی ها می رفتند . آنها با داشتن همة پیشرفت های علمی الآن در این سیاهچال اند . ما که اینها را نداشتیم ! نگذاشتند داشته باشیم و نداریم ! ما جزء جهان سوّم ایم !
لذا وجود مبارک امام ششم فرمود : روز أربعین که شد‌ ، بدانید چرا ما در پیشگاه حسین بن علی خاضع ایم . به خدا عرض کنید : خدایا ! حسین بن علی نصیحت کرد ، سخنرانی کرد ، موعظه کرد ، نامه نوشت ، دستور داد ، اثر نکرد . دید هیچ چاره ندارد ، فقط خون می خواهد ، خون داد . وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ ؛ « اِستنقاذ » را معمولاً برای نجات غریق می گویند . می گویند‌ : غریق را ، از کسی که دارد می سوزد ، در آتش غرق است یا در آب غرق است ، این را نجات بدهید . فرمود : حسین بن علی آن خون جگر اش را داد تا مردم را عالم کند ، تا مردم را عادل کند . عالم کند ، تزکیه کند .


نویسنده : عدل الهی ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ تاریخ دوشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٩


نقش سیاسی اجتماعی توحید چیست؟

 

در روزگار ما یکی از تاسف انگیزترین چیزها، تحریف مفهوم توحید است یعنی تحریف اصولی ترین محتوای ادیان زیرا هیچ مفهوم دیگری را نمی توان نشان داد که در سراسر تاریخ بدین اندازه به کار رها سازی انسان آمده و مبشر نجات خلق های ستمدیده باشد.

 

اگر ما هسته اخلاقی تمام ادیان بزرگ را دانش، عشق برادرانه،‌کاهش رنج ها استقلال و حس مستولیت و....  بدانیم همه این آرمانها در توحید خلاصه شده است. پیامبران با شعار توحید هم تمامی مقصود خود را مطرح می ساختند و هم به دنبال مبارزهیی بی امان بر اساس شعار مطرح شده در واقعیت خارجی بودند.

 

با توجه به عملکرد پیامبران در طول تاریخ انحصار توحید به برداشت ذهنی یا برداشتی سطحی تحریف واقعیت توحید و انحراف آن از مجرای اصلی آن است.

 

در اینجا به بخشی از نقش ها ی عینی توحید در جهان خارج از ذهن اشاره می کنیم تا با گستره آن آشنا شویم.

 

توحید از دیدگاه جهان بینی عمومی

 

از این دیدگاه توحید به معنای وحدت و یکپارچگی همه ی جهان و خویشاوندی تمام عناصر آن است. چون سلسله جنبان آفرینش یکی است و همگان از یک مبدأ و منشأند و خدایان مختلف آفریننده جهان نبوده اند؛ پس این همه، اجزاء یک مجموعه اند و کل جهان یک واحد است و دارای یک جهت گیری.

 

ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت( ملک،3)

 

نتایجی که از این جهان بینی برداشت می شود عبارتند از:

 

الف ـ جهان پویا کاروانی است که همه ی راهروان آن همانند حلقه های زنجیر به هم متصل اند و هر کدام مانند یک ارگانیسم برنامه خاصی دارد.

 

ب ـ همه آنها دارای آفرینش و حساب شدگی و انضباط محاسبه شده ای در فرد فرد اجزاء می باشد. چون آفریننده همه خدایی حکیم است( ما خلقنا السماء و الارض و مابینها لاعبین) انبیاء 16

 

ج ـ این نگاه می فهماند که همه ی اشیا و عناصر عالم سر به فرمان خدا و پذیرنده ربوبیت او می باشند. (مریم،17)

 

توحید از دیدگاه مطالعه وقضاوت درباره ی انسان

 

از این نگاه توحید به معنای وحدت ویکسانی انسان ها در رابطه با خدا است او خداوندگار و رب همه انسانها است قوم و خویشی با کسی ندارد اگر تمایزی هم است به خاطر کوششی است که هرکسی می تواند در راه و در جهت خیر و صلاح انسانها انجام دهد بقره 117

 

توحید به معنای وحدت و برابری انسانها در آفرینش و مایه های انسانی است (نساء،1)

 

 توحید به معنای وحدت و برابری انسان ها د رامکان تعالی و تکامل است هیچ انسانی نیست که از پیمودن راه تعالی و صراط مستقیم ناتوان باشد. ما ارسلناک الا کافه للناس(سبأ، 28)

آزادگی انسان ها از قید اسارت و عبودیت غیر خدا، توحید هر نوع اسارت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی از انسان را نفی می کند و اورا فقط بنده ی خدا می داند. ان الحکم الا لله (یوسف، 40)

 

ـ توحید به معنای تکریم و ارزش دادن به انسان نیز می باشد عنصر عزیز و شگرف انسان بسی عزیزتر از آن است که ذلیل دیگری جز خدا باشد.(حج،30 و 31)

 

ـ توحید به معنای یکپارچگی و وحدت قلمرو زندگی و هستی انسان نیز هست زندگی انسان ترکیبی از اندیشه و عمل است اگر یکی از آن دو یا بخشی از هریک محکوم قطب ها ضد خدا شود در قلمرو زندگی انسان دوگانگی رخ می دهد. (بقره،85)

 

 

توحید از دیدگاه خط مشی اجتماعی (اقتصادی،سیاسی و ....)

 

توحید از این دیدگاه صلاحیت هرگونه طراحی و کارگردانی مستقل و خود سرانه در امورجهان و انسان را از هرکسی جز خدا سلب می کند به حکم آن که آفریننده انسان و آفریننده گیتی و طراح نظام پیوسته ی آن است و به امکانات و نیاز او نیز هم واقف می باشد پس فقط اوست که می تواند شیوه ی زندگی و برنامه ارتباطات انسان را طرح ریزی کند، پس هرگونه دخالتی از سوی دیگران همان شرک است.

 

براساس دیدگاه توحیدی حق ولایت وسرپرستی جامعه و زمامداری زندگی انسان ار هرکسی جز خدای متعال نفی می شود مگر آن که از سوی آن قدرت مافوق به دیگری واگذار شده باشد،(مائده،55)

 

براساس توحید مالکیت مطلق و اصیل همه ی نعم و ذخایر و موجودی جهان به خدا اختصاص دارد و همه چیز امانتی است در دست انسان، پس باید در راهی به کار رود که خدا معین کرده است.(مؤمنون،86 و 87)

 

ـ انسان ها در رابطه با نعیم جهان دارای حق برابر می باشند امکانات و فرصت ها به طور مساوی در اختیار و آز آن همگان است تا از این بساط گسترده هرکس به قدر نیاز و در شعاع سعی و عمل خود بهره گیرد، ( هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمعیا) بقره، 29

 

آنچه گفته شد تنها بخشی از محتوای بسیارعمیق و چندین جانبه ی توحید است و باهمین اشارت های کوتاه به روشنی می توان تشخیص داد که توحید تنها نظریه فلسفی و ذهنی و غیر عملی نیست که به هیچ روی کار به سیاه و سفید زندگی نداشته باشد بلکه از سویی یک جهان بینی است و از سوی دیگر یک دکترین اجتماعی

 

(دیدگاه توحیدی (جمعی از نویسندگان، گرد آوری مصطفی ایزدی و قاسم مسکوب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بی تا، مقاله سید علی خامنه ای ص 53- 82

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ تاریخ چهارشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٦
تگ های این مطلب:توحید ¡تگ های این مطلب:نقش ¡تگ های این مطلب:اجتماعی ¡تگ های این مطلب:سیاسی



 

لطفا در اين مورد كه خود شناسي مسيري براي خداشناسي است توضيح بدهيد؟

در روايتي از حضرت علي آمده است:« من عرف نفسه فقد عرف ربه) اين روايت از پيامبر اكرم نيز، روايت شده است.

در تفسير اين روايت و اين نكته 12 نظريه داده شده است كه به مهتمرين آنها در اين جا اشاره مي كنيم.

1.      هركسي بداند نفس او يكي است و متعدد نيست و در صورت تعدد نفس تعارض، تمانع و فساد در بدن پديد مي آيد خواهد دانست كه اگر رب متعدد بود همه اين مشكلات در جهان نيز پديد مي آمد،(لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا)

2.      هر كسي بفهمد كه هيچ حالتي از احوال بدن از نفس مخفي و پوشيده نيست خواهد دانست كه از خداوند متعال ذره اي در زمين و نه در آسمان مخفي نخواهد بود چرا كه محال است مخلوق چنين علمي داشته باشد ولي خالق از اين علم بي بهره باشد.

3.      هر كسي بداند كه قرب و نزديكي نفس به اعضاي بدن يكسان است و از يكي دورتر و به ديگري نزديكتر نيست خواهد دانست كه نسبت اشيا به خداي متعال در قدرت و علم يكسان است و اشيا در قرب به قدرت وعلم خداي متعال تفاوتي ندارند.

4.       هر كسي بداند كه نفس با حواس پنجگانه درك نمي شود مي فهمد كه خداي متعال نيز چنين است.

5.      هر كسي بداند كه صفات نفس ناقص است و كامل نيست مي فهمد كه خداي متعال را به صفات كمال خواهد شناخت چرا كه نقص دلالت بر حدوث مي كند پس لازم است كمال در كنارش باشد.

(الالهيات في مدرسة اهل البيت عليهم السلام، علي رباني گلپايگانگي ص،36 و 37 طبع سپهر،قم اول 1420 ه ق؛ تفسير الميزان، ج 6 ص 170 ذيل آيه 105 سوره مائده،رساله فارسي انه الحق، علامه حسن زاده آملي، ص 159 انتشارات قيام، قم، دوم، 1379


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ تاریخ دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦