منظور از توحيد در افعال اين است كه خداوند در هيچ يك از افعال خود، محتاج يار و ياورى نيست و فاعل هر فعلى كه از او سر مى زند، منحصراً ذات واحد اوست. به عبارت ديگر: همان گونه كه خداوند در ذات خود شريكى ندارد، در فاعليت نيز هيچ گونه شريكى ندارد; «ماشاء اللّه لا قوّة إلاّ باللّه;(كهف، 39) هر چه خدا بخواهد، ]همان مى شود[ نيرويى جز به ]قدرت[ خدا نيست.»

منظور از اين كه فاعلى در كنار فاعليت خداوند نيست، فاعل عرضى است نه طولى.

توضيح آن که فعلى كه در خارج صورت مى گيرد، گاهى چند فاعل در كنار يكديگر آن را انجام مى دهند. مثلا يك سنگ را كه پنج نفر در كنار يكديگر از زمين بلند مى كنند، هر يك از آن ها فاعلى در عرض و در رتبه ديگران است.

اما گاه ممكن است چندين فاعل در طول هم قرار گيرند و فعلى انجام شود; براى مثال، چندين توپ كه در طول هم قرار دارند اگر با ضربه پا توپ اول به حركت در آيد و به توپ دوم و سوم و... برخورد كند همه به حركت در مى آيند. در اين مثال ظاهراً چنين به نظر مى رسد كه حركت پا صرفاً فاعل حركت توپ اول است و توپ اول فاعل حركت دوم و...; اما در حقيقت، فاعل حقيقى حركت هاى دوم و سوم همان نيروى پا است و فاعليت و محرك بودن توپ هاى اوّل و دوم در طول و در اثر فاعليت پا مى باشد.

پس از بيان مثال فوق، معلوم مى شود، فاعل هاى طبيعى و انسانى در جهان، در عرض فاعليت خداوند نيستند يعنى خود آنها مستقل در تأثير نيستند و گرنه خداوند محتاج آنها خواهد بود.اين فاعل ها در طول فاعليت خداوند هستند و خداوند هر كارى را كه بخواهد انجام بدهد با آفرينش فاعل و اسبابش آن كار را انجام می دهد0

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ تاریخ سه‌شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٤