behzad

یکشنبه 25/4/1385 - 10:43

می خواهم بگویم که امام مانند ما انسانی است که دارای اختیار است ومی تواند از این مقام سوء استفاده نماید چنانکه خداوند در مورد پیامبر(ص) در قرآن فرموده است که اگر او هم گناه کند و تابع هوای نفس مردم شود به دوزخ افکنده خواهد شد.اما از آنجا که نیک می داند که ایشان شایستگی چنین مقامی را دارا هستند (خداوند آنها را با امتحانات سخت در زندگیشان خود ، تربیت کرده و خوب آماده ساخته است بطوریکه رجس وپلیدی را از وجودشان زدوده است وآنها را پاک وطاهر و معصوم از گناه و اشتباه نموده است) آنها را به این مقام برگزیده است تا الگویی عالی و کامل برای تمام انسانها باشند.اما با این گفته که آنها معصوم آفریده می شوند و از همان اول که متولد می شوند قادر به انجام هیچ گناهی نیستند کاملا مخالف هستم.و این بهانه خوبی است تا افرادی،امام را مافوق انسان معرفی کرده(نه انسان مافوق) و از اینرو هر گونه اطاعت وپیروی و الگوبرداری ازیشان را غیرممکن بدانند و ازایشان بتهایی بسازند که فقط باید آنها را مدح کرد و پرستید اما نباید آنها را شناخت

behzad_niez.persianblog.ir - behzad_niez@yahoo.com

 

1.   اگر چنين باشد كه معصومين تا مدتي معصوم نباشند (چنانكه برخي از اهل سنت معتقدند كه پيامبران قبل از بعثت يا قبل از بلوغ معصوم نبودند يا ازبرخي از گناهان معصوم نبودند ) بايد پذيرفت كه امكان وقوع گناه و حتي وقوع آن در آن دوره باشد

در اين صورت شان وجايگاه آن ها زير سئوال مي رود به عبارت ديگر براهين لزوم عصمت معصوم قبل از بعثت و امامت را نيز شامل مي شود

2. اين كه خداوند چون مي دانست اينان بهترين بندگان ا و هستند و با اختيارخودشان برترين عبادتها را انجام خواهند داد و به همين دليل مسئوليت سنگين هدايت بندگان خود را بر دوش آنان گذاشت و براي موفقيتشان امكاناتي را در اختيار شان گذاشت كه يكي از آن ها عصمت بود باعث سلب اختيار آن ها نمي شود يعني باز آن ها انسان هستند وقادر بر ارتكاب معصيت ولي انجام نمي دهند چنان كه خداوند متعال قادر بر انجام قبيح هست ولي چون حكيم است هرگز آن را انجام نمي دهد بنابراين ضمن قبول جملات ابتدايي شما مبني بر انسان بودن و اختيار داشتن و قادر برانجام گناه بودن ولي هيچ يك از اين ها با آن چه گفتيم منافات ندارد

3. خداوند متعال با اراده تكويني رجس و پليدي را از اهل بيت دور كرد و در هنگام نزول آيه برخي از اهل بيت كودكي خردسال بودند و برخي هنوز متولد نشده بودند ولي خداوند اراده كرد رجس و پليدي را از همه آنان دور كند. تاكيد مي شود اين اراده تكويني است .

4. با آن چه گذشت اهل بيت مانند ما هستند در عين حال الگو و اسوه كامل.

 

Behzad

یکشنبه 25/4/1385 - 10:47

در مورد محبت و حب از پاسخ خوب و مفیدتان خیلی متشکرم. فقط یک نکته را لازم است بگویم که باید امروزه که از دین سوء استفاده ها و بهره برداریهای مضر و مغرضانه بسیار می شود خیلی حواسمان باشد که مطالب مطروحه را کامل و چند بعدی بیان کنیم و ناقص رها نکنیم البته واقعا کار مشکلی است بنده تقاضا دارم تا این پاسخ را در تکمیل متن ،اضافه نمایید .از خدا توفیق تامل و تعقل و بنابر این مطالعه و تحقیق روز افزون را خواستارم.
سوال: با توجه به اینکه بایستی دل مومن خانه محبت خداوند باشد و محبت هیچ مخلوقی نمی تواند درکنار محبت او (خالق) قرارگیرد.حال علت ضرورت محبت ائمه چیست؟و مسلمانی که محب خداست چگونه می تواند اینکار را بکند و اینکه اصلا محبت ائمه چه فواید و تاثیراتی دارد که محبت خدا ندارد؟

behzad_niez.persianblog.ir - behzad_niez@yahoo.com

 

  1. امام و پيامبر را هم بايد بخاطر خدا دوست داشت يعني چون رسول و ولي خدا هستند و محبوب و محب گويند بايد به آنان محبت ورزيد. بقيه افراد هم چنين اند يعني اگر همسر و پدر و مادر و اقوام و دوستان را بخاطر خدا دوست داشته باشيم اين محبت ها عمل عبادي و مأجور بوده و در واقع محبت خداست .

  2. شايد گفته باشيم محبت نمي تواند موضوع امر ونهي قرار گيرد و تنها مقدمات آن و نتايجش مورد نظر است بنابراين محبت اهل بيت زماني امكان دارد كه انسان خدا و اوليايش را شناخته باشد و ثانيا از اوامر الهي اطاعت كند وگرنه محبتي كه مورد امر قرآن و روايات بوده ست واقعا تحقق نيافته است .

  3. توحيد در محبت يكي از شاخه هاي توحيد در ربوبيت است و مفهومش اين است كه هر محبتي براي خدا باشد

به دريا بنگرم درياته بينم

به صحرا بنگرم صحراته بينم

به هر جا بنگرم كوه  و در و دشت

نشان از قامت رعناته بينم

قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله (آل عمران /31)

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ تاریخ شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥


بسم الله الرحمن الرحيم

ضمن تشكر از دوست عزيز كه پاسخ هاي ما را بادقت مي خوانند

بنابراين تصميم گرفتم  متن پرسش و متن پاسخ را به همراه لينک آدرس پرسش گر برای همه خوانندگان گرامی در وبلاگ قرار دهم

behzad

دوشنبه 5/4/1385 - 10:32

با توجه به گفته شما:
همانطور که در پست های قبلی براتون نوشتم، عصمت موهبتی الهى و ذاتى است كه بر اساس شايستگى هاى افرادآنهم تحت شرايطى، به شخص معصوم افاضه مى شود و هرگز قابل تحصيل و اكتسابی نيست.
سوال من اینست که چگونه می شود که امام قبل از تفویض عصمت، معصوم باشد؟که اگر معصوم است دیگر چه نیازی به تفویض عصمت دارد؟

behzad_niez.persianblog.ir - behzad_niez@yahoo.com

 

توجه شما را به دو نكته جلب مي كنم

  1. خداوند حكيم است و همه افعال او حكيمانه است بنابراين موهبت عصمت را گزافي به كسي نمي دهد بلكه چون علم دارد كه اين بندگان شاكرترين و عابد ترين بندگان او با اختيار خود خواهند بود و از موهبت الهي سوء استفاده نخواهند كرد شرايط لازم را از جمله معصوم بودن براي موفقيت آنها در مسئوليت سنگين خود فراهم كرده است
  2. نبايد غفلت كرد كه خيلي از افراد عادي غير از امام و پيامبر نيز مي توانند معصومانه زندگي كنند چنانكه افرادي مانند زينب س و علي بن الحسين ( علي اكبر ) چنين بودند.

 بنابراين تفاوت عصمت معصومين با سايرين در اين است كه آنان داراي عصمت تضمين شده هستند و چون عصمت ذو مراتب و مشكك است اين حداقل عصمت موجود در آن ها است و براي رسيدن به مراتب بالاتر نيازمند عنايت و موهبت جديد الهي هستند

  

behzad

دوشنبه 5/4/1385 - 12:51

می خواستم بپرسم که چگونه محبت واقعی مانع از انجام گناه می شود؟لطفا منطقی جواب بدهید!؟و دیگر اینکه چگونه محبت غیر واقعی باعث بخشیده شدن گناهان می شود؟و اگر اینطور باشد آدم عاقل محب می شود و با خیال راحت گناه میکند!!و به قول شما بهانه خوبی می شود برای انجام گناه،پس با مطالعه بیشتر سعی کنید که کاملا منطقی سخنتان را تصحیح کنید وگرنه بایستی در آخرت جوابگو باشید.

behzad_niez.persianblog.ir - behzad_niez@yahoo.com

1.محبت واقعي انسان را به محبوب نزديك و او را وادار مي كند كه شبيه محبوب شود و اين بديهي است بنابراين اگر كسي محب اهل بيت كه مظهر اسماء الهي هستند باشد اولا سعي مي كند به محبوب خود نزديك شود و نسبت به او تشبه جويد و ثانيا تلاش مي كند از كاري كه باعث ناخوشنودي محبوب شود پرهيز كند و بديهي است گناه اسباب ناخوشنودي خدا و مظهر اسماي او يعني خليفه و امام خواهد شد بنابراين محب واقعي براي خوشنودي محبوب نافرماني نخواهد كرد طاعت محبوب برترين لذت ها براي او است.

2. محبت دو نوع است محبتي كه مقدمات ارادي ندارد مانند آن كه انسان با مشاهده جمال زيبا محب او مي شود و اين خارج از اراده انسان است تبعا چنين محبتي به خودي خود باعث ثواب نيست.

  نوع دوم محبتي كه مقدمات ارادي دارد مثلا انسان چون مي داند بر حسب ساختار فطري خود جميل را دوست مي دارد تلاش مي كند تا جميل مطلق يعني خداي تعالي و مظاهراسما و صفات او را بشناسد تا از اين طريق محب او شود بديهي است اين گونه محبت ورزيدن بالاترين ثواب ها است و اصلا حقيقت دين جز اين نيست كه از امام صادق پرسيدند آيا دردين حب است امام فرمود هل الدين الا الحب يعني آيا دين چيزي جز محبت هست؟

موفق باشيد.

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ تاریخ پنجشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٥