پرسش: شما در رد تناقضات قرآنى درباره آفرينش زمين و آسمان، پاره اى از توضيحات كتاب ترجمه الميزان را بيان فرموده ايد مبنى بر اين كه واژه «ثم» دلالت بر «بعديت در خبر» دارد، نه «بعديت در خلقت» بنده سؤالم اين است كه دليل شما براى حمل كلمه «ثم» بر بعديت در خبر، در داخل جمله چيست؟ اين كه شما مى فرماييد در آيات ديگر با جمله «بعد ذلك» صراحتاً به تقدم آفرينش آسمان نسبت به زمين اشاره شده، حل مشكل نيست؛ بلكه همان اصل اشكال است. اين مسأله دليل نمى شود كه ما «ثم» را حمل بر بعديت در خبر بگيريم؛ بلكه بايد دالّى در داخل جمله اين احتمال را قوت بدهد، بنده تا ارائه جواب شما منتظر مى مانم.موفق باشيد.

پاسخ: دوست عزيز در مورد متناقض نبودن آيه 29 سوره بقره و 12-9 سوره فصلت، با آيات 30-17 سوره نازعات، تنها آن چه را علامه طباطبايى در تفسير الميزان به عنوان يك قول، ذكر كرده بود، آورديم، چرا كه با آن بيان شبهه تناقض بين آيات برطرف مى شد،ولى ظاهراً شما آن را نپذيرفته و اشكال مذكور مطرح نموده‌ايد؛ در پاسخ بايد عرض كنم اولاً: در ادبيات عرب، «ثم» هميشه در تأخر وجود استعمال نمی‌شود، بلكه گاهى براى تأخر به حسب خبر نيز استعمال می‌شود؛ ظهور ثم در تأخر وجود است اما اگر قرينهاى در داخل جمله يا خارج جمله وجود داشته باشد می توانيم آن را در تأخر به حسب خبر استفاده كنيم؛ بنابراين؛ اينكه شما نوشته‌ايد «بايد دالى در داخل جمله اين احتمال را قوت بدهد» ادعايى بی‌دليل خواهد بود؛ چرا كه «القرآن يفسر بعضه بعضاً» (برخى آيات مبين و مفسر برخى آيات ديگرند)، بنابراين طبق نظر علامه طباطبايى می‌توان آيه «بَعدَ ذلِكَ دَحيها»(نازعات،30) را قرينه بر آيه 29بقره و آيه 11 سوره فصلت دانست و «ثم» را حمل بر بعديت در خبر نمود.

ثانياً: از خود آيه «ثُمَّ استَوى اِلَى السَّماءِ وهِىَ دُخانٌ؛(فصلت،11) سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه به صورت دود بود!»؛ مى توان فهميد كه آسمان پيش از تشكيل طبقات هفتگانه به صورت گاز بوده است، يعنى اصل جرم آسمان قبلاً به صورت گاز آفريده شده و بعد از آن آسمانهاى هفتگانه تشكيل شده است! «فَقَضهُنَّ سَبعَ سَمواتٍ»(فصلت،12) بنابراين «هِىَ دُخان» مى تواند قرينه باشد بر اينكه «ثم» را بر بعديت در خبر حمل كنيم، چرا كه از نظر وجود در آن هنگام آسمان به صورت گاز وجودداشته است.

ثالثاً: در مورد رفع توهم اختلاف بين آيات مربوط به آفرينش آسمان و زمين، تنها نظر علامه طباطبايى نيست، بلكه نظريات ديگرى نيز وجود دارد، شما اگر اين نظر را نپذيرفتيد، مى توانيد براى رفع توهم اختلاف به نظر مفسران و دانشمندان ديگر مراجعه كنيد، كه جهت رعايت اختصار از بيان نظريات آنان صرف نظر كرديم، اگر خواستيد مى توانيد به »بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 54، ص 25-22، مؤسسة الوفاء، بيروت / الفرقان فى تفسير القرآن، محمد الصادقى، ج 24، ص 27-24، انتشارات فرهنگ اسلامى /شبهات و ردود حول القرآن الكريم، محمد هادى معرفت، ص 259، مؤسسة التمهيد / دائرة المعارف قرآن كريم، مركز فرهنگ ومعارف قرآن، ج 1، ص 235-233، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى« مراجعه فرماييد.

رابعاً: تقدم و تأخر آفرينش زمين و آسمان يك مسأله عقلى نيست، تا بتوان بر آن برهان عقلى اقامه كرد، بلكه تنها دليل نقلی قطعى و يا دليل تجربى طبيعى و رياضى قطعى می‌تواند در اين باره داورى كند، كه در اين مورد دليل قطعى يافت نشد، لذا می‌بينيم دانشمندان، براساس فرضيه‌ها و ظواهر برخى آيات و روايات، نظريات متفاوتى بيان كردهاند.

در قرآن كريم آيات مربوط به آسمان و زمين دو دسته است؛ در برخى آيات مانند: بقره، 22و29؛ طه، 4؛ فصلت 9 و... اول زمين ذكرشده بعد آسمان؛ و در برخى ديگر اول آسمان ذكر شده بعد زمين مانند: اعراف، 54؛ يونس، 3؛ هود، 7؛ فرقان، 59؛ سجده، 4 و... ازظاهر مجموع اين آيات روشن میشود كه قرآن كريم ترتيبى را در آفرينش آسمان و زمين بيان نكرده است و كاربرد واژه هاى «ثم»، «واو» و «بعد» هنگام بيان آفرينش آسمان و زمين فقط براى ارتباط كلام و جمله هاست.

 


نویسنده : عدل الهی ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ تاریخ سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳