پرسش: لطفاً توحيد را به طور واضح بيان نماييد؟

پاسخ : اصل توحيد، يكى از مباحثى است كه قرآن كريم به آن نگاه ويژه و عنايت خاص دارد و صدها آيه در مورد آن در قرآن آمده است.

آياتى مانند: ((قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلد و لم يولد، و لم يكن له كفواً احد.(سوره اخلاص ); همچنين سوره ها و آيات : (فصلت، 6)، (يوسف ، 110)، (هود، 50، 61، 64)، (مؤمنون ، 23)، (صافات ، 35)، (محمّد، 19)، (فاطر، 15)، (بقره ، 28، 163، 255)، و. . . ناظر به اصل توحيد هستند.بنابراين آنچه قرآن به عنوان اولين اصل مطرح مى كند و سرلوحهء دعوت همه انبياء الهى بوده اين است كه بايد معتقد باشيم كه هيچ معبودى جز ((الله )) نيست.

توحيد به دو قسم تقسيم مى شود:الف ) توحيد نظرى : مانند آيه 15، سوره فاطر كه ناظر به توحيد نظرى است .ب ) توحيد عملى : همان توحيد در عبادت است و به معناى حركت جهت رسيدن به كمال است و تنها خدا را مطاع قرار دادن و براى او قيام كردن و در يك كلام يعنى يكتاپرستى، مانند كلمه مبارك لا اله الا الله كه بيش از هرچيز ناظر بر توحيد عملى است.

توحيد نظرى هم اقسامى دارد:1) توحيد ذاتى ; يعنى شناختن ذات حق به وحدت و يگانگى و به تعبير قرآن غنى بودن ذات خداوند. (فاطر، 15)

2) توحيد صفاتى ; يعنى درك و شناسايى ذات حق به يگانگى عينى با صفات و يگانگى صفات با يكديگر، و در واقع توحيد صفاتىنفى هرگونه كثرت و تركيب از خود ذات است . لم يلد و لم يولد نزاده و زاييده نشده (اخلاص ، 3)

3) توحيد افعالى ; يعنى درك و شناختن اين كه جهان با همه نظام ها و سنن، علل و معلولات ، اسباب و مسببات فعل او، كار او و ناشىاز ارادهء او است ، يعنى خداوند در فاعليت هم شريك ندارد، مانند: ماشاء الله لا قوّة الاّ باللّه . . . هرچه خدا بخواهد [همان مى شود]نيرويى جزء به [قدرت ] خدا نيست . (كهف ، 39)

 برخى دلايل توحيد:

 1. برهان تمانع : تحليل هاى دقيق فلسفى اثبات مى كند كه تعدد آفريدگار مايه فساد و اختلال در دستگاه آفرينش مى گردد و در قرآنكريم نيز به اين برهان اشاره شده است . (سورهء انبياء، آيه 22).هرگاه بر زمين و آسمان و جهان دو آفريننده حكومت كنند. دو صورت فرض مى شود. 1) دو خداى مماثل و همانند يكديگر.2) دو خداى متباين كه با يكديگر اختلاف و تباين كلى داشته باشند.هرگاه مماثل هم باشند، مانند دو انسان كه بر اثر شباهت كامل و جهت اشتراكى كه در ميان آن دو، وجود دارد مثل و همانند يكديگرشمرده مى شوند، در اين صورت لازمه اش اين است كه خدا مركب از دو جزء باشد يك جزء مشترك كه هر دو دارند و يك جزء غيرمشترك ، و تركيب ملازم با احتياج است و احتياج با خدا بودن سازگار نيست .بنابراين بايد فرض دوم را، يعنى دو خداى متباين كه بين آن دو، هيچ وجه اشتراكى و شباهتى نباشد مورد بحث قرار بدهيم . بديهىاست كه آثار و افعال دو موجود مباين بايد مانند ذات  خود آنها مباين و مخالف باشد، زيرا متصور نيست كه دو موجود متباين كهكوچكترين نقطه اشتراك و وحدتى ميان آنها نيست از نظر افعال و آثار يكسان و يكنواخت باشند. هرگاه چنين دو خدايى بر جهانآفرينش حكومت كنند، تدبير هر كدام مباين و مخالف ديگرى خواهد بود و نتيجه دو تدبير مخالف ، بهم خوردن نظم و از همگسيختگى روابط و بروز اختلاف در دستگاه آفرينش است .قرآن كريم نيز در اين باره مى فرمايد: لو كان فيهما ءَالهة الاّ الله لفسدتا; اگر در جهان خدايانى جزء خداى واحد بود جهان تباه مى شد.(انبياء، 22)


نویسنده : عدل الهی ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ تاریخ چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤